خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : عز الدين الآملي 904 ه - )

22

نهج البلاغة ( فارسى )

مشبه چنان كه گويى « عندى اسد » زيرا كه اسد لفظ مشبه به است اطلاق كرده باشد بر مشبه كه مرد شجاع است . و همچنين است اگر گويند « رايت زيدا اسدا » اگر مراد از لفظ اسد ، مرد شجاع باشد « چنان كه بعضى گفته‌اند . اما اگر مراد ازو شير باشد » كه معنى حقيقى ويست و ادات تشبيه محذوف باشد بتقدير . « رايت زيدا مثل اسد » از باب تشبيه باشد « نه استعاره زيرا كه استعمال لفظ در موضوع له خواهد بود نه در غير موضوع له به جهت علاقهء تشبيه » پس استعاره نباشد . ناچارست از قرينه تا معنى مجازى مفهوم گردد . و اگر قرينه نباشد لفظ منصرف شود بمعنى حقيقى . و اگر استعاره مقرون نباشد به چيزى كه ملايم تشبيه يا مشبه باشد آن را استعارهء مطلقه گويند مثل مثالى [ 9 آ ] كه مذكور شد . و اگر مقرون باشد به چيزى كه ملايم و مناسب مشبه باشد آن را استعارهء تجريديه خوانند چنان كه گويى « فلان غمر الردا » . زيرا كه ردا استعاره است در عطا و ذكر غمر كه ملايم عطاست تجريد است . اگر مقرون باشد به چيزى كه ملايم مشبه به باشد آن را استعارهء ترشيحيه خوانند چنان كه حق سبحانه و تعالى مى فرمايد : أُولئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الضَّلالَةَ بِالْهُدى فَما رَبِحَتْ تِجارَتُهُمْ . لفظ اشتروا استعاره است در استدلال و ذكر ربح و تجارت كه ملايم و مناسب مشبه به است ترشيح است . و گاه باشد كه در يك استعاره ، ترشيح و تجريد هر دو جمع شود چنان كه گويى « عندى اسد شاكى السلاح نابت الظفر » . اسد استعاره است در مرد شجاع و ذكر شاكى السلاح يعنى تمام سلاح تجريد است و ذكر نابت الظفر ترشيح است . قسم ديگر از اقسام استعاره ، استعارهء بالكنايه و استعارهء تخييليه است .

--> ( 1 ) آستانه : عبدى ( 2 ) شايد : باشى - سپه : كرده شود ( 3 ) آستانه قسمت داخل گيومه را ندارد . ( 4 ) ايضا آستانه ندارد ، ( 5 ) آستانه : باشد ( 6 ) بقرينهء سپه اصلاح شد ( 7 ) سپه مغشوش است - آستانه : مثال ( 8 ) انوار الربيع : مجرده ( 9 ) غمر يعنى واسع و از قبيل كثير الرماد است . رك تعليقات ( 10 ) سپه : حق تعالى ( مثل موارد ديگر ) ( 11 ) قسمتى از آيهء 16 سورهء بقره ( 12 ) سپه : لفظ اسد ( 13 ) آستانه : اسقام ، رك . تعليقات